تبليغاتX
آیسان - دلم برات تنگ شده
آنانکه خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

                                  بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

هر روز که بیشتر می گذره بی تاب تر میشم فکر کنم اگه دیربشه و نیای من دق می کنم و میمیرم ‌تو که اینهمه بی وفا نبودی پس چرا نمیای ؟ دلم برات تنگ شده زود بیا